خوش ذوقی یک رستوران دار

 

 بارها از کنار تنه و شاخه های اره شده  و دور انداخته شده درختان بی تفاوت رد شده ایم ،در حالیکه اگرمثل این رستوران دار  لواسانی سر سوزن ذوقی داشتیم،می توانستیم این تکه چوب های بی مصرف را به یک جذابیت توریستی برای محل کسب مان دربیاوریم.

 

   + ماشا - ۸:٢۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٧

چشمان درخت

 

 

 

 

 

 

 

   + ماشا - ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸٧

تنگ نظری های تاریخی

به یاد ماشین دودی وبچه گی ها به اتفاق دوست عزیزم با مترو رفتیم زیارت شاه عبدالعظیم

 

از توی حیاط که نگاه میکنی ،گنبد زرین و گلدسته های طلا کاری شده توسط  ناصرالدین شاه به چشم  میخوره ،که نمیدونم چرا سنگ قبرش رو کندندو بردند تو  موزه

می خواستم ازآئینه کاری ایوان ورودی عکس بگیرم،یکی از خدام هاگفت عکاسی ممنوع است.گفتم  می خواهم از خودت عکس بگیرم،درحالی که ژست میگرفت گفت کسی نفهمد!

توی حرم هم ،وقتی سربرآستانش گذاشته بودم دو چیز توجهم رو جلب کرد یکی گریه زاری وخواهش و تمنای زنی جوان برای وصل....دومی هم نذورات داخل حرم

 

 

و بازار بزرگ و سنتی آن پر است از انگشتر و تسبیح ومهره های چشم و نطر چینی

 

   + ماشا - ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۸ اسفند ،۱۳۸٧

بازار گل

برای انبساط خاطر سری زدم به بازار گل ،نگاه کنید

 

 

 

 

   + ماشا - ۱:٠٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸٧

به داد ما , مرده ها برسید

   + ماشا - ٧:٥۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٢ اسفند ،۱۳۸٧