طوطی های 3 ملیون تومانی

امروز روز تجدید خاطرات بود،خاطراتی مربوط به سی و چند سال پیش ،دانشگاه تهران، کتاب فروشی های مقابل دانشگاه و شیرینی فرانسه سر خیابان ابوریحان و پرسه زدن در کتاب فروشی ها. ویترین های جذاب لوازم التحریر که هنوز برایم جالب و دوست داشتنی است.کتاب فروشی گوتنبرگ و کتاب های کودکان ،یادمه کتاب بچه بیکاره و کبوتران سپید و ماشای عاقل و ..از اونجا خریده بودم. بالاخره خیابان جمال زاده و پرنده فروشی غرب میدان و این طوطی های طناز ٣ ملیونی و این توکایی که فروشی نیست.


می فرستمت خونه پدرت
زنها چی می خوان ،چی باید بخوان؟ چطوری بخوان؟
تمام تلاش ها اعم از مهریه و نفقه و.. برای این است که مرد نتونه به زن زور بگه و زن در زندگی مشترک دارای قدرتی باشه که بتونه جلوی مرد وایسه تا هر کاری که هوس کرد و دلش خواست ( که البته جزو حقوق حقه شان هست . از کتک و فحش و تهدید ودر مضیقه مالی قرار دادن وتهمت گرفته تا ازدواج مجدد و صیغه و طلاق و..)نکنه.

سلاح مرد چیه؟داشتن شغل و درآمد ، موقعیت اجتماعی ، موقعیت برتر حقوقی و فرهنگی و اما تنها اسلحه زن جنسیت اوست.و برای همین هم هست که تمام فکر و ذکر و هوش و حواس و ذهنش روی این قضیه متمرکزه ودر راه برجسته کردن این مسئله از هیچ چیز نمی گذرد تا انجا که حتی زنان تحصیل کرده هم به دنبال خرافات می روند وتقریبا تمام تلاششان در جهت دلبری است ، بطوریکه این ویژه گی تبدیل به کد ژنتیکی آنها شده. مقایسه رفتاری دو کودک دختر و پسر مبین این قضیه ست.
برای هم سر بودن و برابری واقعی باید مرد را خلع سلاح کرد و یا بعبارتی خودت را مسلح کنی و می دانی که زر در ترازو همان قدرت است در بازو .

نقاشی های زیبای شهرک اکباتان




کارشان شبانه است،بسیار تر و فرز .با یک ساک دستی می آیند و اسپری های رنگ را در می آورند و به سرعت طرح می زنند و رنگ می کنند.چند روز بعد هم علامتی می گذارند و دوباره شب می آیند و تغییر می دهند، صبح که می آیی نقاشی ها عوض شده ، کاش این هنرمندان جوان و فعال متشکل می شدند و تمام دیوارهای شهر را مزین می کردند.
ملغمه
در ملغمه ای از عذاب وجدان ،احساس همدردی ،فضولی ،حق داشتن و حق نداشتن ،حقوق انسانی ،نزدیک و دور بودن ،بدهکار یا طلبکار، ضعف یا قدرت ،مواجهه با پرنده اسیر در آشیانه ،چهره مستاصل مصمم ،درمانده توانا و.....هزار چیز متناقض دیگر گیر کرده ام که مپرس!شاید گذر زمان کمکم کند.

