من اعتراف میکنم آقا فری دست تو دماغش میکنه!
من اعتراف میکنم که اشتباه کرده ام
من اعتراف میکنم به عمه ام خبر دادم

من اعتراف میکنم که همسایه،تو آش دوغ نخود زیادی میریزه
من اعتراف میکنم که دیده ام،زری و پری با همدیگه حرف میزدن می خندیدن
من دیده ام آقا فری دست تو دماغش میکنه
تازه نگاهش میکنه!
من دیده ام،شنیده ام و اعتراف میکنم که اشتباه کرده ام
بیخودی رای داده ام
رای منو پس بدین ،دیگم باهاش پز ندین

